صالح عضيمة (مترجم: سيد حسين سيدى)

428

معنا شناسى واژگان قرآن (فرهنگ اصطلاحات قرآنى) (فارسى)

غلّ ( بند ) غل به ضم غين ، يعنى بند . اصل آن از غلل است و به آب جارى بين درختان كه ميان آنها فرومىرود ، گفته مىشود . اين لفظ در قرآن معانيى متعدد دارد كه از جمله به معناى بند است ؛ مثل : إِذِ الْأَغْلالُ فِي أَعْناقِهِمْ وَ السَّلاسِلُ يُسْحَبُونَ « 1 » . اين بندها و زنجيرها ساختهء دست خودشان است كه همان اعمال آنهاست كه در زندگى دنيا آن را پيش فرستاده‌اند ، روزى كه غرق در لهو و لعب خودشان بوده‌اند و به پيام رسول گوش نمىدادند و در برابر سخن كتاب سكوت نمىكردند . در جاى ديگرى از قرآن به صراحت از آن سخن مىگويد : وَ جَعَلْنَا الْأَغْلالَ فِي أَعْناقِ الَّذِينَ كَفَرُوا هَلْ يُجْزَوْنَ إِلَّا ما كانُوا يَعْمَلُونَ « 2 » . يعنى اعمال آنها همان بندهايى است كه جانشان را به بند كشيدند و در اين عذابى كه دچارش شدند ، آن را محبوس كردند . از معانى غل و اغلال ، سختيهاست . چنان كه در قرآن آمده است : وَ يَضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَ الْأَغْلالَ الَّتِي كانَتْ عَلَيْهِمْ « 3 » ؛ يعنى سختيهايى كه بر بنى اسرائيل بود : يعنى شريعت و قوانينى كه براى خود وضع كردند و آنچه را كه مىخواستند ، حلال كردند و آنچه را كه نمىخواستند

--> ( 1 ) - غافر ( 40 ) آيهء 71 : هنگامى كه غلّها در گردنهايشان افتاده و با زنجيرها كشانيده مىشوند . ( 2 ) - سبأ ( 34 ) آيهء 33 : و در گردنهاى كسانى كه كافر شده‌اند غلها مىنهيم . آيا جز به سزاى آنچه انجام مىدادند ، مىرسند . ( 3 ) - اعراف ( 7 ) آيهء 157 : و از دوش آنان قيد و بندهايى را كه برايشان بوده است برمىدارد .